نویسنده جوان

به نام خداوند بخشنده مهربان

روح سرگردان
نویسنده : سجاد جنگی مقدم - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٦
 

در کره ی زمین،موجودات زنده ی زیادی زندگی می کنند.قدرتمندترین و باهوش ترین این موجودات،انسان است.در زندگی روزمره ممکن است با انسان های زیادی روبرو شد.انسان هایی از قشر های گوناگون و با طرز فکرهای متفاوت.البته در زندگی مردم متمدن امروز،یک چیز یکسان است و آن،منطق گرایی است.اما منطق نمیتواند خیلی چیزهای دنیا را بپذیرد پس دشمن واقعیت است!

در شهر کوچک تربت حیدریه،مدت ها بود که هیچ حادثه ی دردناک و ترسناکی رخ نداده بود البته دو ماه قبل از نوروز همه چیز تغییر کرد.


 
 
افسانه ی نوه ی اژدها
نویسنده : سجاد جنگی مقدم - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٢
 

مهتاب،تمام خانه را روشن می کرد.هومن،پسر هارپاگ،زیر نور مهتاب در خانه قدم می زد که صدای مادر و پدرش را شنید.مادرش میگریست و میگفت:((آه!هارپاگ!همسر من!نمی دانم چه شده است که به یاد پسر شاهدخت افتادم!اگر هم اکنون زنده بود ده سال داشت.))هارپاگ درحالی که شگفت زده شده بود با خشم گفت:((هنسرم!از شما تمنا می کنم،این اندیشه ی بد را از ذهن خود پاک کنید.شما قصد دارید شاهدخت ماندانا به عمل خبیثی که ما انجام دادیم پی ببرند؟))


 
 
تابستان برفی
نویسنده : سجاد جنگی مقدم - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٧
 

کامبین،میدانست باید به او بگوید که دوستش دارد.آتوسا دختری زیبا بود.کامبین همیشه معتقد بود که نامی با مفهوم خوش اندام برای چنین دختری برازنده است.