نویسنده جوان

به نام خداوند بخشنده مهربان

پهلوان رشید
نویسنده : سجاد جنگی مقدم - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧
 

 در سرزمینی بسیار دور،در آن سوی گیتی،مردم در روشنایی و تاریکی،در شب و روز با شادی میزیستند. اما روزی شد که مردم جهل و نیرنگ پیشه کردند. جهل و نیرنگ در مردم به حدی رسید که اهورامزدا، پریشان شد. اما بگویم برایتان از فرزندی که از جهل و نیرنگ متولد شد؛دیو پلیدی.

مردم ناآگاه از تولد دیو پلیدی به جهل و نیرنگ ادامه دادند. شاه و شهبانو سعی کردند با کمک بغبانو ی میترا به کفر و نیرنگ پایان بدهند اما موفق نشدند. روزی دختری از خاندان سلطنتی متولد شد که دیو پلیدی را به بیم واداشت،شاهدخت خورشید.

                                                        


 
 
معمای قتل پروفسور!
نویسنده : سجاد جنگی مقدم - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱
 

کاراگاه ناصری،به جنازه ی پروفسور چشم دوخته بود و نمی دانست چه چیزی میتواند باعث پیدایش چنین قتلی شود.بدن بی سر پروفسور،در گوشه ی آزمایشگاه افتاده بود و سرش هم گم شده بود.