نویسنده جوان

به نام خداوند بخشنده مهربان

واسه همه ی ما پیش اومده که وارد محیطی بشیم که هیچ کدوم از آدماشو نمیشناسیم. درواقع یه محیط جدید که هیچی ازش پیشینش نمی دونیم!یه محیط با آدمای مختلف و جورواجور!اونوقته که به خودمون و حس ششممون اعتماد میکنیم و اهالی اون محیطو آنالیز میکنیم اما همین اعتماد کردنا به حس ششم باعث این میشه که خیلی عقب بیفتیم،خیلی اشتباه کنیم و از ظاهر آدما درمورد اخلاقشون تصمیم گیری کنیم.


واقعا که ما آدما موجودات عجیبی هستیم!با اینکه میدونیم حس ششممون اشتباه میکنه بازم دیگرانو براساس حس های خودمون طبقه بندی میکنیم و تازه بدتر از اون به خودمون با گستاخی تمام اجازه اظهار نظر علنیم میدیم.واقعا که خیلی بی شرمانست!

سهراب سپهری راست میگه که کی گفته اسب نجیبه یا کبوتر زیباست یا اصلا کی گفته که کرکس مناسب کنار ما بودن نیست؟به راستی گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟

بیاید برای یه بارم که شده با نگاه متفاوتی به دنیا نگاه کنیم.به همه به چشم دوست نگاه کنیم نه دشمن!آخه میدونید:کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ،کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم.

(تقدیم به سهراب سپهری که من این متنو از شعر صدای پای آب از هشت کتابش الهام گرفتم.

روحش شاد و یادش گرامی باد!)

[ ۱۳٩۳/٧/٢ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ سجاد جنگی مقدم ] [ نظرات () ]